حسين علوى مهر

307

روشها و گرايشهاى تفسيرى ( فارسى )

تجربى افراطى است كه تنها آنچه را از راه مشاهدهء مستقيم و تجربه به دست مىآيد علم مىشمارد و دايرهء معرفت يقينى و شناخت واقعى انسان را محدود به امور حسى و تجربى مىپندارد و غير از آن ، حتى مفاهيم انتزاعى و همچنين متافيزيكى را علم ندانسته ، بلكه بسيارى از آنها را لغو ، پوچ و بىمعنا مىداند . اين اصطلاح امروز در تمام جهان رايج‌ترين اصطلاح علم است كه نقطهء مقابل فلسفه قرار گرفته است . اصطلاح فلسفه در آغاز به صورت عام بر همه علوم حقيقى يا قراردادى اطلاق مىشد و در عصر اسلامى اوج آن بود ، فلسفه داراى بخش‌هاى مختلفى بود كه هر بخشى از آن علم خاصى ناميده مىشد و طبعا هيچ تقابلى بين فلسفه و علم وجود نداشت . تعريف تفسير علمى تفسير ، روشن كردن و پرده برداشتن است و تفسير قرآن ؛ يعنى پرده بردارى و روشن نمودن معانى و مفاهيم كلام خداوند متعال . منظور از علم چنان كه در تعريف علم گذشت همان علم تجربى است كه در مقابل فلسفه قرار دارد ، اگر چه برخى مفهوم آن را اعم از فلسفه يا علوم تجربى گرفته‌اند . « 1 » برخى تفسير علمى را ، تطبيق آراء علمى بر قرآن « 2 » ناميده‌اند . دكتر ذهبى مىگويد : تفسير علمى تفسيرى است كه اصطلاحات علمى را در عبارات قرآنى تحكيم مىكند و مفسر تلاش مىكند علوم مختلف و ديدگاه‌هاى فلسفى را از قرآن استخراج نمايد . « 3 » بنابراين ، مىتوان در يك معناى عام ، تفسير علمى را چنين تعريف كرد : تفسيرى كه مفسر آن معتقد است قرآن كريم در بردارندهء تمام يا برخى از علوم يا فرضيه‌ها مىباشد ، و در صدد تطبيق آيات قرآن بر كشفيات علمى جديد و قديم است .

--> ( 1 ) دكتر ذهبى ، التفسير و المفسرون ، ج 2 / 349 . ( 2 ) الميزان ، ج 1 / 4 . ( 3 ) التفسير و المفسرون ، ج 2 / ص 349 .